هیئت عزاداران علی ابن ابیطالب(ع) جوانان هیئت علی ابن ابیطالب(ع)
|
من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست منّت نان و نمک نیست سر سفره ی او پس خوشا آن که در این دنیا مهمان علی ست آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد که جهان، آینه در آینه حیران علی ست کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است تا بدانیم کلید در این خانه علی ست از دم صبح ازل نام علی را می خواند دل که تا شام ابد دست به دامان علی ستموضوعات مرتبط: شهادتمذهبی [ شنبه 28 تير 1393
] [ 4:16 ] [ هیئت متوسلین به علی ابن ابیطالب ]
[ السلام علیک یا علی بن موسی الرضا [دختر بچه شفا گرفته بود ازش سوال کردم چه دیدی و چه شنیدی؟ ؟..] موضوعات مرتبط: مذهبی برچسبها: السلام علیک یا علی بن موسی الرضاالسلام علیک یا علی بن موسی الرضاالسلام علیک یا علی بن موسی الرضا [ دو شنبه 23 تير 1393
] [ 18:23 ] [ هیئت متوسلین به علی ابن ابیطالب ]
[ [ یک شنبه 22 تير 1393
] [ 23:12 ] [ هیئت متوسلین به علی ابن ابیطالب ]
[ ![]() نشجو بود؛
دنبال عشق و حال، خیلی مقید نبود، یعنی اهل خیلی کارها هم بود،تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی.... از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم... قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(ره)هم دیدار داشته باشن... از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه... وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت...بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن،آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن... من چندبار خواستم سلام بگم منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن امااصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن... درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن... یه لحظه تو دلم گفتم: ""حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه...تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره...!!! تو که خودت میدونی چقدر گند زدی...!!! ""خلاصه خیلی اون لحظه تو فکرفرو رفتم... تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم،وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم،کارامو سروسامون دادم،تغییر کردم،مدتی گذشت،یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم. از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم، چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن،اما به هرحال قبول کردن... اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت،من دم در سرم رو پایین انداخته بودم، اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود،تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن>> ""حمید..حمید...حاج آقا باشماست"" نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر... آهسته در گوشم گفتن...: """یکماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی...""" به نقل از آیت الله احدی موضوعات مرتبط: مذهبی برچسبها: دیدار دانشجوی مشروب خور با آیت الله بهجت(ره)دیدار دانشجوی مشروب خور با آیت الله بهجت(ره)دیدار دانشجوی مشروب خور با آیت الله بهجت(ره) [ یک شنبه 22 تير 1393
] [ 22:55 ] [ هیئت متوسلین به علی ابن ابیطالب ]
[ [ یک شنبه 22 تير 1393
] [ 13:20 ] [ هیئت متوسلین به علی ابن ابیطالب ]
[ کلید گشایش مشکلات با زیارت عاشوراامام حسین (ع) سرور و سالار شهیدان و بهترین آرامشدهنده و شفاعت کننده است، و البته قرائت زیارت عاشورا، راهی برای نزدیکی به سیدالشهدا (ع)، تعجیل در دعاها و حاجات خیر و گشایش مشکلات است. بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: مذهبی برچسبها: کلید گشایش مشکلات با زیارت عاشوراکلید گشایش مشکلات با زیارت عاشوراکلید گشایش مشکلات با زیارت عاشورا ادامه مطلب [ شنبه 21 تير 1393
] [ 22:5 ] [ هیئت متوسلین به علی ابن ابیطالب ]
[ توی آمریکا مراسم روضه گرفته بودیم... شب اول یه سیاه پوست هم اومد روضه..توی آمریکا مراسم روضه گرفته بودیم... بقیه در ادامه مطلب موضوعات مرتبط: مذهبی برچسبها: توی آمریکا مراسم روضه گرفته بودیم شب اول یه سیاه پوست هم اومد روضهتوی آمریکا مراسم روضه گرفته بودیم شب اول یه سیاه پوست هم اومد روضه ادامه مطلب [ شنبه 21 تير 1393
] [ 21:54 ] [ هیئت متوسلین به علی ابن ابیطالب ]
[ موضوعات مرتبط: مذهبی [ شنبه 21 تير 1393
] [ 21:36 ] [ هیئت متوسلین به علی ابن ابیطالب ]
[ |
|
[ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |